فاطمه معتمدآریا بازیگر سینمای ایران، دوشنبه شب در پاریس جایزه جهانی «هانری لانگ لوا» فرانسه را دریافت کرد.
این جایزه هر سال به یک بازیگر به خاطر تلاش در راستای ارتقاء حرفه سینما، حفظ ارزش های فرهنگی حرفه بازیگری و تعهد و حفظ حرمت روح هنر سینما تعلق می گیرد.

این مراسم در حاشیه فستیوال جهانی فیلم ونسن برگزار شد.

خانم معتمدآریا پس از دریافت جایزه اش گفت: "همه ی ما امشب دلیلی مشترک برای با هم بودن داریم. بی آنکه بیاندیشیم به چه زبانی حرف می زنیم و در کدام کشور زندگی می کنیم و از کجای جهان به اینجا آمده ایم. بی آنکه بگوئیم در سرزمین مان سیاست مداران چه چیز را بین خودشان بده بستان می کنند."
او گفت: "ما صلح، آرامش و زیبایی را بین خودمان تقسیم می کنیم و سهم خودمان را هم بر میداریم."خانم معتمدآریا در نزدیک به چهل فیلم بازی کرده است
خانم معتمدآریا گفت: "سینما به ما عشق ورزیدن را آموخته، محبت کردن را و تقسیم این عشق را. برای اینکه یادمان نرود ما انسانها یکدیگر را دوست داریم با هر زبان و با هر رنگ و هر مذهبی که داریم و ما به این دوستی مفتخریم."
فاطمه معتمدآریا، از جمله بازیگران ایرانی است که در ژانرهای مختلفی از فیلم بازی کرده است. از کمدی تا درام.خانم معتمدآریا حدود چهار ماه پیش هم از جشنواره مونترال کانادا، جایزه بهترین بازیگر زن را گرفت. جایزه برای بازی در فیلم "اینجا بدون من" به او اهدا شد.
از جمله نقش های به یاد ماندنی فاطمه معتمدآریا می توان به بازی او در فیلم "گیلانه" ساخته "رخشان بنی اعتماد" اشاره کرد. او برای آن فیلم نامزد دریافت جایزه از جشن خانه سینما و همین طور جشنواره فیلم فجر شد خانم معتمد آریا تا به حال هشت بار نامزد دریافت جایزه بازیگری از جشنواره فیلم فجر شده و چهار بار این جایزه را گرفته است.
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۰
دوعدد از عکسهای من جزو راه یافتگان چهارمین جشنواره بین المللی تجسمی فجر
اصل خبر رادر اینجا می توانید دنیال کنید
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۰
شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟
استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد - پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟ هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه ! استاد گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟ حالا پسرها می گویند : تمیزه ! استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟ یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه ! استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟ بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو ! استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد! شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق ! خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی!!
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
رای گیری اسکار از 23 ژانویه شروع شده، لطفا برید به لینک زیر:
برای A Separation (جدائی نادر از سیمین) دو جا باید رای بدین:
یکی تو قسمت Foreign Language Film
و یکی تو قسمت (Writing (Original Screenplay
یعنی همون فیلم خارجی زبان و بهترین فیلمنامه؛
تو جفتشونم اوله!
تنبلی نکنیداااااااا، به همه هم بفرستی
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: يكشنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
هفته فرهنگی ژاپن مراسم روز کودک در خانه هنرمندان ایران

نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۰
اما این یک دقیقه آسان بدست نیامد.
جدایی نادر از سیمین جایزه گلدن گلوب را برد. اصغر فرهادی با پیمان معادی بالای سن رفت و جایزه را گرفت. فیلم اسمش دیگر جدایی نبود “از ایران: جدایی” از ایران همه شنیدند: از ایران . مردم یکصد و شصت و هفت کشور برنامه را بطور مستقیم می دیدند و در آمریکا تقریبا 15 میلیون نفر آنرا مستقیم تماشا کردند. و دیدند فیلمی از ایران برنده شد. اصغر فرهادی چه قشنگ گفت “من بجای خانواده ام می خواهم درباره مردمم حرفی بزنم. آنها واقعا مردم صلح دوستی هستند”. دقیقه تمام شد و اصغر فرهادی پایین آمد. همین یک دقیقه باعث شد تا تصویر واقعی ایران را ارائه کند. “مردم من مردمی واقعا صلح دوست هستند”. این یک دقیقه لحظه ای بود که ایران توانست در صحنه جهانی خودش باشد ...
اما این یک دقیقه آسان بدست نیامد.
فکر می کنم آندره مالرو در سرنوشت بشر می گوید: "همه فکر می کنند که نه ماه لازم است تا یک نفر بدنیا بیاید. ولی نه ماه و دو زندگی لازم است تا کسی متولد بشود، رشد کند و به بلوغ برسد و کسی بشود."ساعتها و روزها صرف شد تا این یک دقیقه برای ایران و سینمای ایران بدست آمد.
از دوندگیهای فرهادی برای اخذ مجوز تا هنرمندی هنرمندانی مانند لیلا حاتمی، پیمان معادی و ساره بیات، تا دوندگیهای مجدد برای بخش و روی پرده رفتن تا شرکت در فستیوال برلین، تا منتقدینی که با ستایش از این فیلم حرف زدند تا کسانیکه بقیه را به دیدن فیلم تشویق کردند، تا کسانیکه با جدیت در ایران از این فیلم دفاع کردند تا نماینده سینمای ایران باشد و تا همه مردمی که یک جای دلشان آرزوی می کردند این فیلم امشب ببرد. همه و همه اینها این یک دقیقه را ساخت تا اصغر فرهادی روی سن برود و به مردم یکصد و شصت و هفت کشور جهان بگوید “مردم من مردم صلح دوستی هستند”، تا اسم ایران نه با جنگ که با هنر همراه باشد. تا ما مردم متحدی بنظر بیاییم.
این کم دستاوردی نیست. بخدا این کم کاری نیست و اگر این خدمت به مردم ایران نیست من نمی دانم چه چیزی خدمت است و ما واقعا منظورمان از خدمت چیست. اما می دانم ما به دقایق اینچنین بیشتری در صحنه جهانی احتیاج داریم.
خسته نباشید آقای فرهادی.
|
.
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۰
اسلاندو
در سایت Yahoo و Gmail
حتما بخوانید و برای دوستانتان ارسال کنید!!
مخصوص مشتریان محترم Yahoo و G MAIL (تا کنون خبری مبنی بر ویروسی بودن سایر سرورهای ای میل اعلام نشدهاست)دیروز از طرف کمپانی McAfee AntiVirus ویروس بسیار خطرناکی شناسایی و در سایتش اعلام شده که تاکنون در عرض فقط و فقط 1 روز طبق گفته مسئولین این شرکت بیش از 10 هزار نفر آلوده به این ویروس شدن و تمام اطلاعات که روی درایو C اونها بوده به کلی نابود شده.نام این ویروس : oslandoنوع عملیات تخریبی : سخت افزاریروش تخریب : این ویروس با جای نشین کردن یک خط کد در فایل kernell داخل پوشهsystem باعث تخریب سکتور "zero" هارد کامپیوتر شما میشود و بعد از اولین خاموش روشن کردن sector های درایو C محلی که ویندوز شما در آن نصب است راburn میکند (شدت این عمل از format کردن هم جدی تر است به طوری که طبق گفته مک آفی این ویروس توسط cia جهت نابود سازیه کامل اطلاعات hard disk استفاده میشده و اصلا قابل بازیابی نمی باشد)چگونه به این ویروس آلوده میشویم : بسیار ساده , دقیقا همینطوری کامپیوتر من به این ویروس آلوده شد , " با باز کردن یک نامه مشکوک و دانلود فایل موجود در اون نامه " که بدیش اینه که از طرف دوستتان برای شما ارسال میشود بدون اینکه او در جریان باشد (مثل ارسال pm های آلوده به ویروس در yahoo messenger که از طرف فرد آلوده به ویروس برای قربانی ارسال میشود)اطلاعات بیشتر در مورد این ویروس که همونطوری که میبینین مورد تایید سایتYAHOOهم قرار گرفته رو حتما مشاهده کنین , راه های پاکسازی (قبل از restartکردن ) وپیشگیری (و تست آلودگی/عدم آلودگی) به این ویروس همه به طور کامل تشریح شده .روش های جلوگیری از آلودگی به اینویروس :
1- طی چند روزه آینده هیچ فایل پیوست شده یا هیچ ایمیلی را تحت عنوان postcardباز نکنید. حتی اگر این نامه از طرف دوستتان برای شما ارسال شده باشد.
2- همین حالا با forward این نامه به دوستانتان کامپیوتر آنها را از یک مشکل خیلی جدی نجات دهید. 20 بار دریافت کردن این نامه بهتر از آلودگی دوستتان به این ویروس است در حالی که شما میدانستید ولی دریغ کردید و به او نگفتید.ویروس فوق حتی توسط خبرگزاری CNN به عنوان مخرب ترین ویروس کامپیوتری اعلام شده.این ویروس توسط کمپانی McAfee شناسایی شد و تا کنون راهی جهت repair آن پیدا نشده.
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۰
شب به یادماندنی به افتخار استاد جواد لشکری با لحظات ناب با استاد سیمین بهبهانی

نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: جمعه ۰۷ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: جمعه ۰۷ بهمن ۱۳۹۰
قاضی: اسم؟
برشت: شما خودتون می دونین
قاضی: میدونیم اما شما خودت باید بگی.
برشت: خب. من رو به خاطر برتولت برشت بودن محاکمه میکنین. دیگه چرا باید اسمم رو بگم؟
قاضی: با این حال باید اسمتون رو بگین. اسم؟
برشت: من که گفتم. برشت هستم.
قاضی: ازدواج کرده اید؟
برشت : بعله
قاضی: با چه کسی؟
برشت: با یک زن.
خنده حضار در دادگاه
قاضی: شما دادگاه رو مسخره میکنید؟
برشت: نه این طور نیست.
قاضی: پس چرا میگویید با یک زن ازدواج کردهاید؟
برشت: چون واقعا با یک زن ازدواج کردهام!
قاضی: کسی را دیدهاید با یک مرد ازدواج کند؟
برشت: بعله!
قاضی: چه کسی؟
برشت: همسر من. او با یک مرد ازدواج کرده است
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: جمعه ۰۷ بهمن ۱۳۹۰
اجرای ارکستر ملی نغمه باران پنج شنبه شب به رهبری محمدرضا امیر قاسمی در تالار وحدت برگزار شد.

ادامه عکسها را در اینجا میتوانید دنبال کنید
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: پنجشنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۰
لبخند
بسیاری از مردم کتاب "شاهزاده کوچولو " اثر
اگزوپری را می شناسند. اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازیها
جنگید ودر نهایت در یک سانحه هوایی کشته شد . قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری
در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می جنگید . او تجربه های حیرت آور خود را در
مجموعه ای به نام لبخند گرد آوری کرده است . در یکی از خاطراتش می نویسد که او را
اسیر کردند و به زندان انداختند او که از روی رفتارهای خشونت آمیز نگهبانها حدس زده بود که روز بعد
اعدامش خواهند کرد مینویسد :" مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد به همین
دلیل بشدت نگران بودم . جیبهایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا کنم که از زیر دست
آنها که حسابی لباسهایم را گشته بودند در رفته باشد یکی پیدا کردم وبا دست های
لرزان آن را به لبهایم گذاشتم ولی کبریت نداشتم . از میان نرده ها به زندانبانم
نگاه کردم . او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یک مجسمه آنجا ایستاده بود
. فریاد زدم "هی رفیق کبریت داری؟ " به من نگاه کرد شانه هایش را بالا
انداخت وبه طرفم آمد . نزدیک تر که آمد و کبریتش را روشن کرد بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد
.لبخند زدم و نمی دانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این که خیلی به او
نزدیک بودم و نمی توانستم لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوری فاصله بین
دلهای ما را پر کرد میدانستم که او به هیچ وجه چنین چیزی را نمیخواهد ....ولی
گرمای لبخند من از میله ها گذشت وبه او رسید و روی لبهای او هم لبخند شکفت .
سیگارم را روشن کرد ولی نرفت و همانجا ایستاد مستقیم در چشمهایم نگاه کرد و لبخند
زد من حالا با علم به اینکه او نه یک نگهبان زندان که یک انسان است به او لبخند
زدم نگاه او حال و هوای دیگری پیدا کرده بود .
پرسید:
" بچه داری؟ " با دستهای لرزان کیف پولم را بیرون آوردم وعکس اعضای
خانواده ام را به او نشان دادم وگفتم :" آره ایناهاش " او هم عکس بچه
هایش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهایی که برای آنها داشت برایم صحبت
کرد. اشک به چشمهایم هجوم آورد . گفتم که می ترسم دیگر هرگز خانواده ام را نبینم..
دیگر نبینم که بچه هایم چطور بزرگ می شوند . چشم های او هم پر از اشک شدند. ناگهان
بی آنکه که حرفی بزند . قفل در سلول مرا باز کرد ومرا بیرون برد. بعد هم مرا بیرون
زندان و جاده پشتی آن که به شهر منتهی می شد هدایت کرد نزدیک شهر که رسیدیم تنهایم
گذاشت و برگشت بی آنکه کلمه ای حرف بزند.
یک
لبخند زندگی مرا نجات داد
بله
لبخند بدون برنامه ریزی ، بدون حسابگری ، لبخندی طبیعی ، زیباترین پل ارتباطی آدم
هاست ما لایه هایی را برای حفاظت از خود می سازیم . لایه مدارج علمی و مدارک دانشگاهی
، لایه موقعیت شغلی واین که دوست داریم ما را آن گونه ببینند که نیستیم . زیر همه
این لایه ها منِ حقیقی وارزشمند نهفته است. من ترسی ندارم از این که آن را روح
بنامم من ایمان دارم که روح های انسان ها است که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند
و این روح ها با یکدیگر هیچ خصومتی ندارد. متاسفانه روح ما در زیر لایه هایی ساخته
و پرداخته خود ما که در ساخته شدنشان دقت هولناکی هم به خرج می دهیم ما را از
یکدیگر جدا می سازند و بین ما فاصله هایی را پدید می آورند وسبب تنهایی و انزوای
ما می شوند. داستان اگزوپری داستان لحظه جادویی پیوند دو روح است. آدمی به هنگام
عاشق شدن ونگاه کردن به یک نوزاد این پیوند روحانی را احساس می کند. وقتی
کودکی را می بینیم چرا لبخند می زنیم؟
چون انسانی را پیش روی خود می بینیم که هیچ
یک ازلایه هایی را که نام بردیم روی منِ طبیعی خود نکشیده است و با همه وجود خود و
بی هیچ شائبه ای به ما لبخند می زند و آن روح کودکانه درون ماست که در واقع به
لبخند او پاسخ میدهد
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: چهارشنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
اگر
سارقان شما را وادار کردند که > از
کارت عابر بانکتان پول بگیرند شما رمز کارتتان را به صورت معکوس (یعنی
از آخر به اول) وارد کنید. مثلا اگر کلمه عبور شما 1254 میباشد > شما عدد 4521
را وارد کنید. با این > کار عابر بانک به شما پول میدهد > ولی در عین حال دستگاه به صورت
خودکار پلیس را در جریان سرقت قرار میدهد. این قابلیتی است که تمام > دستگاههای
خودپرداز دارند ولی اکثر مردم از آن بی خبرند
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: سه شنبه ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
کیومرث پوراحمد در گفتگو با عصر ایران:
اصغر فرهادی را شلاق بزنید ؛ دل بعضی ها خنک می شود!
دلیل این جایزه گرفتن ها، نه پرداختن به بدویت که پرداختن به انسانیت است؛دلیلش نشان دادن آن پدری است که بیماری آلزایمر دارد و پسرش می گوید: " اون نمی دونه من پسرشم ، من که می دونم اون پدرمه. " این چیزهاست که بر مردم جهان تاثیر می گذارد.
عصر ایران، هومان دوراندیش - کیومرث پوراحمد این روزها چونان پروانه ای است که پیله غم هایش را دریده و به آسمان شادی پرکشیده! اصغر فرهادی فیلمساز محبوب اوست؛ پس چندان عجیب نیست که اعطای جایزه گلدن گلوب به " جدایی نادر از سیمین " ، در این سال های زمستانی سینمای ایران، برای کارگردان "بی بی چلچله " یادآور بهار باشد.
پوراحمد اگر چه وجودش آکنده از تلخی هایی است که آبشخورشان دگماتیسم حاکم بر هنر این مرز و بوم است، ولی در 62 سالگی، با امیدی جوانانه، جایزه اسکار احتمالی " جدایی نادر از سیمین " را پایان شب یلدای سینمای ایران می داند و امیدوار است که با این جایزه، اتوبوس شب در این سینما به ایستگاه آخر خود برسد.
او در گفتگو با عصرایران ، اصغر فرهادی را می ستاید و منتقدان " جدایی نادر از سیمین " را به باد انتقاد می گیرد؛نقدهای پوراحمد بر منتقدان سیاسی و غیرسیاسی اصغر فرهادی، درشت می نماید و درست. سخنان این فیلمساز طناز تلخ مزاج را بخوانید.
***
آقای پوراحمد، مراسم اعطای جوایز گلدن گلوب را دیدید؟ وقتی اصغر فرهادی جایزه را برد، چه احساسی داشتید؟
خانه ما خانه 35 سال ساخت است. شوفاژهای خانه خراب شده و خانه سرد است . سرد سرد ! توی این سرما دیروقت شب جلوی تلویزیون نشسته بودم و منتظر شروع پخش مراسم گلدن گلوب بودم . شروع شد و دیدم . دیدن چهره هایی که آنها را دوست داریم. بازیگرانی مثل مورگان فریمن که در فیلم درخشانی از کلینت ایستوود ، نقش نلسون ماندلا را بازی کرد و یا آنجلینا جولی با آن پس زمینه کارهای انسانی اش یا آل پاچینو، براد پیت، یا سیدنی پواتیه که جایزه یک عمر فعالیت مرگان فریمن را اعلام کرد ، وقتی ما جوان بودیم، برای خودش سوپراستاری بود! جرج کلونی دوست داشتنی و اسکورسیزی بزرگ (رئیس) و استیون اسپیلبرگ که به راستی در حد هیچکاک و فورد تاریخ ساز سینماست. و دی کاپریوی همیشه دوست داشتنی ، یعنی همه کسانی که برای ما رویا می سازند و ما با آنها زندگی می کنیم و بهترین فیلم های جهان را از آن ها می بینیم، در مراسم گلدن گلوب حضور داشتند.
در چنین جمع پرستاره ای، مدونا - که مولانای ما را به جهان شناسانده است - نام اصغر فرهادی را اعلام می کند و جایزه را به اصغر فرهادی می دهد. اصغر فرهادی هم آمد و خیلی مختصر اما درجه یک و عالی حرف زد . یک جمله کوتاه گفت و در همان یک جمله خیلی حرف ها را زد ، گفت که مردم ایران واقعاً صلح طلب هستند.
در چنین شرایطی، یعنی در یک شب سرد زمستانی، با این وضعیتی که جامعه سینمای ما دچار آن شده است، یعنی انحلال خانه سینما، مشکلات فیلمسازی و انواع و اقسام فشارها... به قول رند خراسان مهدی اخوان ثالث : هوا بس ناجوانمردانه سرد است / سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت / که سر ها در گریبان است/ زمستان است / زمستان است! اما جایزه ای که اصغر فرهادی برد، این زمستان را برای من بهار کرد.
با خودم فکر می کردم که امسال، بعد از چند سال که ذهن و دست و قلمم قفل شده و نمی توانم برای ماهنامه فیلم بهاریه بنویسم ، الان روح و دست و قلمم آماده نوشتن یک بهاریه است. بهاریه را وقتی می نویسم که بهاریه های "جدایی" باز هم بهاری تر شده است .
جدایی نادر از سیمین طی کم تر از یک سال 53 جایزه گرفته و من فکر می کنم که جایزه اسکار را هم ببرد و بالاخره ما می توانیم طعم خوش اسکار را هم بچشیم. بدون تردید اسکار مهمترین جایزه سینمایی جهان است زیرا کسی که حتی فقط کاندیدای دریافت این جایزه هم می شود، تحولی اساسی در زندگی اش رخ می دهد. اسکار تنها جایزه ای است که زندگی برنده اش را زیر و رو می کند.
اسکار احتمالی جدایی نادر از سیمین مهم تر است یا نخل طلای طعم گیلاس کیارستمی؟
اسکار مهمتر است. جوایز جهانی هیچ تاثیری در سینمای ایران و زندگی برندگان شان ندارند. فقط جوایز جشنواره های کن، ونیز و برلین ممکن است در زندگی فیلمسازان تاثیرگذار باشد؛ تأکید می کنم:"ممکن است . "تازه باید ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشند تا نخل طلای کن یا شیر طلایی ونیز در زندگی یک فیلمساز تاثیر ویژه ای بگذارد؛ اما اسکار تأثیرش "رد خور" ندارد.
اسکار جایزه ای است که سرنوشت یک سینماگر را تغییر می دهد. نمونه اش شهره آغداشلوی خودمان که فقط کاندیدای اسکار شد اما همین کاندیداتوری زندگی او را متحول کرد و موجب راه یافتن او به بازار عظیم تولیدات سینمایی و تلویزیونی آمریکا شد و الان کارهای او در سطح جهان و با تماشاگران میلیاردی مطرح است و دیده می شود.
شما قبل از موفقیت جهانی " جدایی نادر از سیمین " هم معتقد بودید اصغر فرهادی، جزو بزرگان تاریخ سینمای ایران است.
بله، من حتی قبل از " چهارشبه سوری " چنین حرفی زدم. بعد از اینکه دو تا فیلم اول فرهادی را دیدم، یعنی رقص در غبار و شهر زیبا، به این نتیجه رسیدم که فرهادی فیلمساز بزرگی است و با گذشت زمان هم معلوم شد که او نه تنها فیلمساز بزرگی است بلکه بزرگی اش روز به روز بیشتر شده و کارش تکامل یافته .
فرهادی چه در نوشتن فیلمنامه و چه در ساختن فیلمش، روز به روز به کمال بیشتری رسیده و خوشا به حالش که در میانه سالی به چنین جایگاهی رسید. من شخصاً به او خیلی افتخار می کنم و اگر " جدایی نادر از سیمین" اسکار را ببرد، دیگر بهاری همیشه بهار از راه می رسد! اگر تا پیش از این، کسانی بودند که مخالف جایگاه رفیع فرهادی در سینمای ایران بودند، از این به به بعد دیگر همه به بزرگی او اعتراف خواهند کرد.
بین " درباره الی " و جدایی نادر از سیمین " اگر بخواهید یکی را انتخاب کنید، کدام را فیلم بهتری می دانید؟
جدایی نادر از سیمین، فیلم تاثیرگذارتر و جذابتری است. البته همه فیلم های فرهادی تا به امروز خوب بوده اند. من همین چند روز پیش دوباره " شهر زیبا " را دیدم. واقعاً فیلم جذاب، هنرمندانه و تاثیرگذاری است.
به نظر شما، چرا موفقیت " جدایی نادر از سیمین " با استقبال سرد رسانه های برخی جریان های سیاسی مواجه شد؟
شما در طول این بیست و چند سال گذشته تا به امروز ، که سینمای ایران این همه جوایز بین المللی را برده و تعداد این جوایز مدت هاست از مرز هزار گذشته است کدام رسانه دولتی را دیده اید که از موفقیت فیلمسازان ایرانی خوشحال شوند و جشنی بگیرد و شادباشی بگوند؟ وقتی کیارستمی نخل طلا گرفت، با برخورد خیلی سردی مواجه شد. جعفر پناهی هم که شیر طلایی ونیز را گرفت، با او هم همین طور برخورد کردند و...و...و... .
دلیل این برخورد سرد چیست؟
دوست ندارند دیگر ! دوست ندارند ، زور که نیست، دوست ندارند. " جدایی نادر از سیمین " مثل خیلی از فیلم های دیگر ربطی به وزارت ارشاد و دولت ندارد. البته خوشبختانه برای اولین بار، من دیدم که آقای شمقدری از " جدایی نادر از سیمین " دفاع کرد و پیامی هم داد و اظهار امیدواری کرد که این فیلم جایزه اسکار را هم ببرد. اما اصولاً این جور فیلم ها ربطی به دولت ندارند و موفقیت شان هم با استقبال مواجه نمی شود.
وقتی می گویم دولتی، منظورم این نیست که بودجه فیلم را دولت داده یا نه . منظورم این است که فیلم به سفارش دولت ساخته شده باشد. " اتوبوس شب " یا " خانه دوست " عباس کیارستمی هم به یک معنا دولتی بودند؛ چون هزینه ساخت آن ها از سوی سیمافیلم و کانون پرورش فکری کودکان تامین شد. دولت سرمایه این فیلم ها را داد ولی آن قدر سعه صدر داشت که در محتوای آن دخالتی نکند. ولی کدام فیلمی بوده که به سفارش دولت ساخته شود و توانسته باشد در جهان موفقیتی کسب کند؟
برخی به اصغر فرهادی ایراد گرفتند که چرا با آنجیلنا جولی دست داده ای و رفتار دیپلماتیک حکومت ایران را رعایت نکرده ای. نظر شما درباره این انتقاد چیست؟
اولاً اصغر فرهادی دیپلمات نیست که بخواهد رفتار دیپلماتیک حکومت ایران را رعایت کند. اما حالا که چنین کاری کرده، من پیشنهاد می کنم وقتی به ایران برگشت، به جرم این که با آنجلینا جولی دست داده او را شلاق بزنند! اصغر فرهادی را به دادگاه ببرند تا معلوم شود که دست دادن با زن نامسلمان چند ضربه شلاق دارد. بعد شلاقش بزنند! این خیلی خوب است و تکلیف دیگران را هم روشن می کند. مجلس هم که تصویب کرده است مجازات آنتن ماهواره داشتن شلاق است. اساسا شلاق خیلی کارساز است و همه مسائل را حل می کند ،تردید نکنید . به خصوص شلاق زدن فرهادی دل بعضی ها را خنک می کند .
ارزیابی تان از موضع ابراهیم حاتمی کیا درباره " جدایی نادر از سیمین " چیست؟
حاتمی کیا زمانی فیلمساز محبوب من بود ولی الان برای من نه تنها محبوب نیست بلکه نامحبوب هم هست. به غیر از حاتمی کیا، شنیدم که مسعود فراستی هم افاضاتی فرموده اند. حرف این ها واقعاً چه اهمیتی دارد؟ فیلمی با این وسعت در جهان دیده شده و جهان را تحت تاثیر قرار داده است، بگذار دو نفر هم هر چه می خواهند بگویند. یکی نیست بگوید آقای حاتمی کیا! جنابعالی که خودت رفتی آلمان و فیلم ساختی و خود من را منقلب کردی و آن موقع بهت دست مریزاد گفتم . اگر فیلمت جهانی نشد به اصغر فرهادی چه مربوط است ؟
یعنی موضع حاتمی کیا را ناشی از حسادت می دانید؟
چیزی توی این مایه ها ! وگر نه اصغر فرهادی، کی در صف " سفارت خرس نشان " ایستاده است؟ فرهادی کدام فیلمش را برای فستیوال های جهانی ساخته است. فرهادی فیلم هایش را برای ایران ساخته است. " جدایی نادر از سیمین " در جشنواره فجر هم بیشترین جایزه را گرفت. اکرانش در ایران هم بسیار موفق بود و با استقبال مردم مواجه شد.
اصغر فرهادی آدمی نبوده که فیلم ساخته باشد تا به فلان جشنواره برود. او فیلمی درباره دغدغه های شخصی خودش ساخته است. من این حرف را درباره آن یکی آقا می گویم که فکر می کند اگر دو برنده جایزه اسکار را وارد فیلمش کند، فیلمش اسکاری می شود. چقدر این رویکرد کوته بینانه است. شما باید دغدغه و زخم و خلاقیت داشته باشی تا فیلمت جهانی و اسکاری شود.
منظورتان از " آن یکی آقا " کیست؟
آن یکی آقا، آن یکی آقا است که امروز سبز است و فردا قرمز و پس فردا آبی و روز بعدش بنفش! با هر بادی که می وزد، رنگ عوض می کند. ما زمان شاه هم این تجربه را داشتیم که میلیارد میلیارد خرج کردیم ، کل هالیوود را و آنتونی کوئین را برداشتیم آوردیم ایران که فیلم جهانی بسازیم . آن فیلم ها نه در زمان خودش و نه حالا در هیچ جا ، مطلقا هیچ جا حتی اسمی ازشان نیست . فیلم ها با تولید و پروداکشن گُنده ، گُنده نمی شوند. اصغر فرهادی " جدایی نادر از سیمین " را با همین دوربین های قراضه و امکانات نصفه نیمه ای ساخت که در تولید همه ی فیلم های سینمای ایران استفاده می شوند.
برخی از فیلمسازان قبلاً می گفتند فیلم های کیارستمی تصویری بدوی از جامعه ایران نشان می دهند و به همین دلیل با استقبال غربی ها مواجه می شوند. اما فرهادی در فیلم هایش تصویر بدوی از جامعه ایران ترسیم نمی کند و به محیط های شهری مدرن می پردازد.
دقیقاً . فضا و شخصیت ها و رابطه های " جدایی نادر از سیمین " کجایش بدوی است؟ آدم ها در آپارتمان زندگی می کنند و اتومبیل و ماشین رختشویی و سایر امکانات مدرنی را دارند که در همه جوامع مدرن وجود دارد.
مسائل و دغدغه های شخصیت های فیلم فرهادی، مسائل آدم های شهری و مدرن بود.
بله. هیچ بدویتی در این فیلم نبود. اگر ترسیم بدویت دلیل جایزه گرفتن فیلم های کیارستمی بود، پس چرا " جدایی نادر از سیمین " جایزه گرفت. دلیل این جایزه گرفتن ها، نه پرداختن به بدویت که پرداختن به انسانیت است. پرداختن به عاطفه و جدایی است. دلیلش نشان دادن بچه ای است که نمی داند پدرش را انتخاب کند یا مادرش را. دلیلش نشان دادن آن پدری است که بیماری آلزایمر دارد و پسرش می گوید: " اون نمی دونه من پسرشم ، من که می دونم اون پدرمه. " این چیزهاست که بر مردم جهان تاثیر می گذارد.
عباس کیارستمی بیش از چهل سال پیش، " نان و کوچه " را ساخت که اولین فیلمش بود. کیارستمی " نان و کوچه " را با نگرش کاملاً متفاوتی نسبت به همه فیلمسازان جهان ساخت. او آخرین فیلمش یعنی " کپی برابر اصل " را هم با بینشی کاملاً متفاوت از همه فیلمسازان دنیا ساخت. اصلاً بینش ویژه عباس کیارستمی موجب موفقیت های او در دنیا شد، نه ترسیم تصویر بدوی از جامعه ایران.
کیارستمی البته پیشرفت و تکامل داشته اما پایه بینش کیارستمی به عالم و آدم، از ابتدا همین بینش ویژه بوده است. اگر این آقایان منتقد این نکته را درک کنند و حسادت هم نورزند، دیگر چنین انتقاداتی را مطرح نمی کنند.
در ایران عموماً اقشار متوسط و مدرن جامعه ایران از " جدایی نادر از سیمین " استقبال کردند که نیروهای اجتماعی دموکراسی خواه جامعه ایران ارزیابی می شوند. این هم انگار در برخی از موضع گیری ها علیه " جدایی نادر از سیمین " تاثیرگذار بوده است.
جدایی نادر از سیمین، فیلمی است مربوط به طبقه متوسط جدید. اصغر فرهادی هم خودش عضو همین طبقه است. او درباره طبقه خودش فیلم ساخته است. اگر این فیلم تاثیرگذارتر از " رقص در غبار " است، علتش همین است که او درباره کسانی فیلم ساخته که آنها را به خوبی می شناسد.
مسعود بهنود هم در جایی نقدی بر اصغر فرهادی نوشت. حرف او این بود که اصغر فرهادی در مراسم گلدن گلوب می توانست جملات عمیق تر و فکر شده تری بگوید و ای کاش از آن تریبون استفاده بهتری می کرد.
بله، شاید اگر فرهادی مشورت می کرد، می توانست جمله بهتری بگوید. ولی به نظر من، همین جمله او هم خیلی خوب بود. او با همین جمله کوتاهش درباره " مردمی که صلح طلب اند "، خیلی چیزها را گفت. دمش گرم!
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: دوشنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۰
مطلع شدم که کوشا کرمی نوازنده جوان پیانو که از دوستان و عزیز تر از برادر برای من میباشد در تاریخ 6 و 7 بهمن ماه در تالار وحدت به همراه ارکستر ملی نغمه باران قطعاتی ار استاد جواد لشکری را به رهبری مجمد رضا امیر قاسمی و صدای دلنشین استاد علی امیر قاسمی اجرا منماید از همیجا به تمام این عزیزان خدا قوت گفته و شما علاقمندان هنر اصیل موسیقی را نیز به تماشای این کنسرت دعوت مینمایم

نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: دوشنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۰
شما با کامپیوترهای دست دوم خود چه میکنید؟
اونها رو به قیمت پایین میفروشید؟ میگذارید گوشه انباری خاک بخوره و بعد از مدتی هم میاندازید دور؟ کامپیوترهای ما ممکنه زود از رده خارج بشن و دیگه جوابگوی نیازهای ما نباشن. شاید به نظرمون بیاد که واقعا این کامپیوترها بلااستفاده باشن. اما همین کامپیوترها میتونن برای خیلیها، برای خیلی از کودکان و نوجوانان، برای خیلی از کودکان و نوجوانان در مدارس مناطق محروم نعمتی بزرگ باشد. داشتم در مورد موضوعی جستجو میکردم که بصورت اتفاقی برخوردم به سایت موسسه خیریه مهر گیتی این موسسه خیریه کامپیوترهای دست دوم رو تعمیر میکنه و به مدارس منطقه محروم ارسال میکنه. شاید ایده تازهای نباشه اما به نظرم ارزشمنده. قصدم این بود که این موضوع رو با شما درمیون بگذارم، شاید دوست داشتید کامپیوتر دستهدومی که داره خاک میخوره رو هدیه کنید به بچههای مدرسهای که یک جایی تو این کشور دارن در محرومیت زندگی میکنن. شاید لمس کیبوردهای قدیمی همین کامپیوترها در سرنوشت یکی از بچهها تاثیر گذاشت! اگر علاقهمند هستید این مطب رو به اشتراک بگذارید تا دیگران هم مطلع شوند
لینک سایت موسسه خیریه مهر گیتی را در اینجا ببیند
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: يكشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۰

عباس معروفی، از چهرههای سرشناس ادبیات امروز ایران، در واکنش به جنجال رسانهای اخیر بر سر انتشار عکس و ویدئوکلیپی از گلشیفته فراهانی:
شما هنرپیشهاید. این هم نقشی بود از یک هنرپیشه مثل بقیه نقشهاش. چه فرقی دارد خانم فراهانی که چه نقشی بازی کنید، مهم این است که نقش را دربیاورید.
اگر از پس یک نقش برنیایید این حق را به عنوان یک تئاتری یا نویسنده دارم که کارتان را نقد کنم، اما پرداختن به مسائل اخلاقی و ایدئولوژیکی و دینی و سیاسی و سلیقهای به من مربوط نیست. به هیچ کس مربوط نیست.
راستش من از چادر بدم میآید، اما هرگز نقشهایی که شما با چادر بازی کردید مرا آزار نداد. چون بازیگر هستید و این ذات حرفه بازیگری است. کارگردان به شما میگوید در این فیلم یا تئاتر فلان نقش را بازی کن، این لباس توست، این دیالوگهای توست، و این هم نقش تو.
فیلمنامه را میخوانی، حس میگیری، در قالب نقش فرو میروی، میشوی آن دیگری.
دیگر به کسی مربوط نیست که این وسط چه بلایی سرت میآید، به هیچ کس مربوط نیست که ویوین لی، همان اسکارلت دوستداشتنی به خاطر بازی در فیلم «اتوبوسی به نام هوس» چقدر از عمرش را در آسایشگاه روانی گذراند.
تما شاچی در تاریکی نشسته فقط تحسین میکند و سوت میزند و بعد به خانهاش میرود. و اصلاً اهمیت ندارد که یک رماننویس چه بلایی سر جسم و جانش میآید تا یک رمان را تمام کند. مردم میخوانند و نظر میدهند و بعد به خانهشان میروند.
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: يكشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۰
نمایش دستهای دکتر زملو ایس با بازی تحسین بر انگیز رضا بهبودی به کار خود خاتمه داد

آلبوم عکسهای این نمایش را میتوانید د
ر اینجا دنبال کنید
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: يكشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۰

تیزر جشنواره تئاتر فجر به کارگردانی بابک برزویه برای پخش تحویل داده شد. لینک خبر
علاقمندان برای دانلود تیزر میتوانید به این لینک بروید
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: شنبه ۰۱ بهمن ۱۳۹۰
هیس! دخترها فریاد نمیزنند با انجام پیشتولید و انتخاب بازیگران مطرح برای ایفای نقشهای مختلف، فردا در تهران جلوی دوربین میرود. فیلمنامه توسط پوران درخشنده نوشته شده که حدود یک سال و نیم کار تحقیقات، نگارش و دریافت پروانه ساخت فیلم به طول انجامید. فیلم مسایل دختران جوان را مطرح میکند و ترس از آبرو را در این دوره سنی آسیبشناسی میکند. در این فیلم شهاب حسینی، مریلا زارعی، طناز طباطبایی، جمشید هاشمپور، فرهاد آئیش، امیر آقایی، بابک حمیدیان، مهدی ماهانی، مجید مشیری، امیر دژاکام، هادی مرزبان با حضور افتخاری ستاره اسکندری به ایفای نقش در این فیلم میپردازند. پوران درخشنده در این فیلم از افراد زیادی تست گریم گرفت که در میان افرادی که تست گریم گرفته شده پوران درخشنده تنها نیما صفایی را در این فیلم به سینمای ایران معرفی میکند. دورخوانی فیلمنامه و تمرین بازیگران فیلم آغاز شده است و اولین صحنههای فیلم با حضور شهاب حسینی جلوی دوربین خواهد رفت. «هیس! دخترها فریاد نمیزنند» توسط مرتضی پورصمدی فیلمبرداری میشود و تهیهکنندگی این پروژه پربازیگر برعهده پوران درخشنده است.
نوشته شده توسط
site manager
در تاریخ
: شنبه ۰۱ بهمن ۱۳۹۰
ادامه | (0) نظرات